امروز و فردا
گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می ، گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن ، عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی ، دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران ، باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این ، من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
وبلاگ اطلاع رسانی و اجتماعی كوی دلبر با بیش از یک میلیون صفحه اینترنتی ،معتبر ترین و بزرگ ترین وبلاگ فارسی زبان است.این وبلاگ در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت گردیده و تابع قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد.